31 January 2010

امروز

امروز، آخرین روز ژانویه است. نتیجه تلاش پانزده روز اخیرتان و بلکه یک ماه اخیرتان، در پایان زمان امروز مشخص می شود. از آن مهم تر، ژانویه آغاز سال 2010 و پلن جدید کمپانی است. در نتیجه، محصول پایان امروز شما، نه تنها نشانه نتیجه این ماه، بلکه آغاز کارتان در سیستم و سال جدید و سکوی پرشتان است ...
تا فردا صبح، ساعت 11 فرصت دارید. امشب، برای خیلی ها شبی به یاد ماندنی است!

30 January 2010

عادات مردمان موثر

باز هم بعضی از عادات مردمان مؤثر، مردمان موفق، و مردمان ثروتمند را بخوانید و به خودتان نمره بدهید. این مردمان ...

روی راه حل‌ها تمرکز می‌کنند؛ نه روی مشکل.

هوشیارانه و روش‌مندانه موفقیتشان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغشان بیاید.

مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آن‌ها را کنترل و محدود کند.

سؤالات درستی از خود می‌پرسند. سؤال‌هایی که آن‌ها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژیشان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند.

سرزنش نمی‌کنند. آن‌ها مسؤولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماماً به عهده می‌گیرند.

وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیتشان استفاده کنند، همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیتشان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیتشان از خود توقع دارند. آن‌ها از آن‌چه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند، آن‌ها برنامه‌ریزی می کنند و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کم‌تری داشته باشند.

فقط دو روز دیگر به پایان ماه ژانویه و نتایج امتحانتان باقیست ...

28 January 2010

امتحان ...

دوستان همیشگی!

بیست و هفتم ماه ژانویه را به پایان رسانده‌ایم و تنها 4 روز دیگر به پایان ماه فرصت باقیست. ماه ژانویه، نخستین ماهی که سود نهایی و ثابت کمپانی را تجربه می‌کنید، آغاز مهمی برای ادامه‌ی راهمان برای ساختن مجموعه‌ای است که رشد دائمی داشته‌باشد. این روزها، بسیاری از مجموعه‌ها بر اساس سود جدید و نیز بر اساس دانسته‌های سمینار لیدرشیپ دوم کمپانی، سیستم‌های آموزشی و روند کاری را بازنگری کرده‌اند و هم‌اکنون، در بسیاری از مجموعه‌ها، سیستمی جدید، متناسب با شرایط جدید کمپانی در دست‌رس است.

چهار روز آینده، امتحان خوبی است برای آزمودن خودتان؛ که تعیین می‌کند چه کسانی با برنامه‌ی نهایی کمپانی در شرایط پس از سمینار بزرگ آسیا، لیدرهای اصلی خواهند بود. و چه کسانی در سمینار 2010، در اروپا شرکت خواهند کرد! می‌توان به جرأت گفت که اکثر قریب به اتفاق حاضرین در سمینار اروپا، افرادی خواهند بود که در این ژانویه، رشدی متمایز از بقیه داشته‌اند. نتایج امتحان 4 روز دیگر اعلام می‌شود. خودتان را امتحان کنید!

25 January 2010

پیام هفته

The boss drives people; the leader coaches them. The boss depends on authority; the leader on good will. The boss inspires fear; the leader inspires enthusiasm. The boss says "I"; The leader says "WE". The boss fixes the blame for the breakdown; the leader fixes the breakdown. The boss says, "GO"; the leader says "LET'S GO!"

رئیس، دیگران را وادار به کار می‌کند؛ در حالی که رهبر، مربی‌گری می‌کند. رئیس به قدرت وابسته است؛ و رهبر به اراده‌ی نیک. رئیس ترس می‌آفریند؛ و رهبر اشتیاق. رئیس می‌گوید: «من». و رهبر می‌گوید: «ما». در موقع شکست، رئیس مقصر را می‌یابد و سرزنشش می‌کند؛ لیدر، شکست را درمان می‌کند. رئیس می‌گوید: «برو». رهبر می‌گوید: «بیا برویم!»

شما چه‌گونه لیدری هستید؟ یا چه‌گونه رئیسی؟

22 January 2010

موج مثبت ...

نکته‌ی مهمی که همه‌ی افراد موفق بر آن تأکید دارند، فرستادن موج مثبت به جهان اطراف است تا چند برابر آن به سری شما باز گردد. این هم بخشی از قانون «دادن و گرفتن» است. شما چیزی را می‌گیرید که از آن به جهان بدهید. اگر به دنبال موج مثبت در اطرافتان می‌گردید، خودتان چه‌قدر این موج را می‌فرستید؟ نه؛ مظورم فقط در حوزه‌ی کاری نیست. دادن یک هدیه‌ی غیر منتظره به هم‌کارتان. متعجب کردن و نشاندن یک لب‌خند به لب هم‌سرتان به یک دعوت غیر منتظره. یا حتی یک لطف کوچک در خیابان به کسی که اصلا نمی‌شناسید. در حد یک شوخی کوچک و صمیمی ... آیا هر روز چنین امواجی به جهان می‌فرستید؟ چنین کنید تا جهان هم دریای مثبت ره به روی شما روانه کند و هر روز بر لب شما لب‌خند غیر منتظره بنشاند!

جان میلتون فاگ، که با توجه به برنامه‌ی سال گذشته از علاقه‌ی ما به رندی گیج باخبر بود، خاطره‌ای گفت که بسیار تأثیر گذار بود: «می‌دونم شما به رندی علاقه دارین. اما کم‌تر به عنوان یک شخص می‌شناسینش. اون واقعاً فوق‌العاده‌س. اگرچه می‌دونین که ... رندی عادت داره بگه من این لباسو 10هزار دلار از لندن خریدم! یا کفشمو 20 هزار دلار از پاریس سفارش دادم! آدم یه کم که باهاش باشه فکر می‌کنه رندی دوس داره قیمت لباس زیرشم با افتخار بهت بگه! (در این‌جا جمعیت خندیدند و درست زدند) هی ... صبر کنین ببینم. برای رندی دست زدین؟ شما که نمی‌خواین بگین دوس دارین قیمت لباس زیر رندی گیج رو هم بدونین؟! بگذریم. چند سال پیش، در یه سفر به استرالیا، سیدنی، رفتم به یکی از همین فروشگاه‌های خاص که رندی عاشقشونه. و یه کت خریدم به قیمت 18 هزار دلار. واقعاً فوق‌العاده بود. دگمه‌هاش می‌درخشید. رنگش آبی بود؛ آبی که هیچ‌جا پیدا نمی‌شد. و بافتش بی‌نظیر بود. یکی دو سال بعد، یه روز که با لذت کتمو پوشیده بودم، یه قطره از سس از غذایی که می‌خوردم ریخت رو آستینش ...

می‌تونین فکرشو بکنین چه حالی داشتم؟ بردمش خشک‌شویی. ازشون خواهش کردم و براشون توضیح دادم که لکه رو پاک کنن و دو روز بعد رفتم لیاسو تحویل بگیرم. ولی لکه هنوز سر جاش بود و اون رنگ آبی بی‌نظیر، خراب شده بود. بهشون گفتم و قول دادن که پاکش می‌کنن. دو روز بعد رفتم و ...

خدای من. نمی‌دونم چی‌کارش کرده‌بودن. تمام پیراهن بی‌نظیرم رشته‌رشته شده بود. بافت نرم و لطیفش دیگه وجود نداشت. رنگش یه آبی مات و دل‌گیر شده بود. اعتراض کردم. عذرخواهی کردن و گفتن بهم یه کت نو می‌دن. گفتم نه. شما نمی‌دونین. چه کت نویی می‌خواین تو آمریکا بهم بدین؟ می‌دونین اون کتو چند خریده بودم؟

بگذریم. چند ماه بعد رندی رو دیدم و این ماجرا رو براش گفتم. ابراز هم‌دردی کرد. چند ماه دیگه هم گذشت. یه روز زنگ خونه رو زدن؛ گفتن پست یه بسته آورده. رفتم و دیدم از رندیه ... از استرالیا. حتی فکرشم نمی‌کردم چه می‌تونه باشه ... حدس هم نمی‌زدم. ولی خوب... حتماً می‌دونین توش چی بود.

همون رنگ آبی بی‌نظیر و اون بافت تکرار نشدنی ... رندی، چند ماه بعد، تو سیدنی، اون کتو خریده بود و به عنوان هدیه برام فرستاده بود ...»

این‌جا دیگر فاگ به تشویق جمعیت برای رندی اعتراض نکرد. تشویقی که تمام نمی‌شد. می‌دانید رندی گیج با این کارش چه موج مثبتی برای فاگ فرستاد؟ و به جهان؟ موج مثبتی که هر بار که فاگ این ماجرا را تعریف می‌کند، در شنونده‌ها پخش می‌شود و چندین و چند برابر می‌شود؟ و همین حالا که شما این مطلب را می‌خوانید؟ و فکر نمی‌کنید که این موج مثبت، چندین و چند برابرش به رندی گیج باز می‌گردد؟

شما، چه موجی به جهان می‌فرستید؟

20 January 2010

فراموش شده ها ...

در ادامه‌ی مطالب قبلی، به یادآوری بعضی بدیهیاتی که ممکن است فراموشمان شود، ادامه می‌دهیم ...

یادتان هست که حدقل روزی نیم ساعت را به رشد شخصی بپردازید؟

و یادتان هست که ... هر آن‌چه که شما می‌کنید، در مجموعه‌تان تکرار می‌شود؟ از جمله برخوردتان با بالاسری‌تان؟

و یادتان هست که ... سناریوی زندگی ایده‌آلتان را هر روز بخوانید؟ امروز خوانده‌اید؟

گاهی خیلی فراموش‌کاریم! نه؟

18 January 2010

شما ...


دوستان!
در مطلب قبلی به یک جمله معروف اشاره کردم که "مجموعه شما به اندازه خود شما رشد می کند".
قصد نداریم در این جا به ابعاد دیگر این مفهوم و گستردگی آن بپردازیم. این که چه قدر این مفهوم، نزدیک به جمله جان میلتون فاگ بزرگ است که "اهداف، در ذهن شما آفریده می شوند. تلاش و عمل، فقط برای دریافت اهداف از پیش آفریده شده است."
موضوع این است که بسیاری از ما، مخصوصا کسانی که خود را لیدر بزرگی می دانند، این جمله و جمله های شبیه به آن را شنیده و ادعا می کنند که آن را باور دارند:
کار از شما شروع می شود.
هرکس به تمامی مسئول وضعیت و سرنوشت خود است.
اما اعتقاد حقیقی افراد چیز دیگری است ...
این جمله یعنی: شمایید که رشد مجموعه تان و رسیدن به اهدافتان را تعیین می کنید. نه کس دیگر. نه بالاسری تان. نه سیستمتان. نه وضعیت دولت و قانون و برنامه تلویزیون. نه حتی کمپانی تان!
خوب، حالا سوالی می پرسم. وضعیت رشد 15 روز اول ژانویه تان چه گونه بود؟ چرا؟ دلایل آن را بشمارید ... صبر کنید! جملات بالا را یک بار دیگر بخوانید. حالا یک بار دیگر از خودتان بپرسید که واقعا به آن جمله آغازین باور دارید؟
واقعیت این است که عوامل دیگر تنها از طریق شما بر نتیجه اثر می گذارند. نکته دیگر این است که تا زمانی که به این باور، واقعا، نرسید، نخواهید توانست هیچ چیز را عوض کنید. اگر این حقیقت را نپذیرید، با تغییر شرایط هیچ چیز عوض نخواهد شد. تنها و تنها به بیراهه می روید.
جدا به این موضوع فکر کنید ...

15 January 2010

فکر و بازار

جان میلتون فاگ بزرگ در سمینار 2009 پالینور. برای دیدن عکس‌های بیشتر به سایت کمپانی بروید.

«این باور که تعداد بیشتری مشتری، باعث می‌شود که از بابت سود مطمئن باشید، مورد علاقه‌ی هر صنعتی است. مشتریان بیشتر، نگرانی نسبت به آینده را کاهش می‌دهد. اگر مصرف کنندگان چندین برابر شوند و هم‌چنین بیشتر و بیشتر از کالا و خدمات شما استفاده کنند، شما راحت‌تر با آینده روبه‌رو می‌شوید تا وقتی که بازارتان مدام در حال کاهش است. اما یک بازار در حال رشد، مانع می‌شود که شما به عنوان یک بازاریاب یا تولیدکننده، خلاقانه فکر کنید بازار را گسترش دهید. اگر فکر کردن، پاسخ هوشمندانه به مشکل باشد، بی‌مشکلی، منجر به بی‌فکری می‌شود. اگر محصول شما به طور اتوماتیک پرطرفدار است، شما چندان به گسترش و یا رشد آن فکر نمی‌کنید و روزی می‌رسد که قبل از آن که بدانید چه شده، بازار را از دست داده‌اید.»

مقاله‌ی نزدیک‌بینی در بازاریابی، نوشته‌ی تئودور لویت، استاد دانشگاه هاروارد

من از خواندن این مقاله بسیار لذت بردم و حیفم آمد شما حداقل از این چند جمله‌ی آغازین آن بی‌نصیب بمانید.

برای مطلب فردا، می‌خواهم در مورد یک جمله ی مهم خوب فکر کنید. حرف‌های زیادی داریم که درباره‌ی آن بزنیم: «مجموعه‌ی شما، به اندازه‌ی خود شما رشد می‌کند.»

13 January 2010

دو سر طیف

دوستان همیشگی

چند روز پیش با یکی از لیدرها صحبت می‌کردم که متوجه نکته‌ای شدم. چه در آموزش مجموعه‌هایمان و چه در این وبلاگ، ما بعضی نکات را آن‌قدر بدیهی در نظر گرفته‌ایم که به اهمیت آن‌ها دقت نمی‌کنیم. در مورد وبلاگ، بعضی از مطالب قدیمی لازم است مدام تکرار شوند، از جمله این نکته‌ی مهم:

مهم‌ترین جنبه‌ی کار ما، بی‌تردید نتورک است. معنای نتورک، ساختن سازمانی است که به صورت اتوماتیک، هر فردی وارد آن شود، یک لیدر مستقل ایجاد گردد.

تمامی آموزش‌های سیستم‌های نتورک و از جمله پالینور نیز بر همین زمینه متمرکز است. هدف این است که از میان سرمایه‌گذاران، افرادی برگزیده شوند که تبدیل به لیدرهای تمام وقت نتورک شوند. از سوی دیگر، نتورک به معنای عرضه‌ی یک محصول است و محصول ما سرمایه گذاری است. بنا به گفته‌ی جان میلتون فاگ در سمینار پالینور، پالینور در حال حاضر تنها کمپانی در سراسر جهان است که سرمایه‌گذاری را با نتورک مارکتینگ آمیخته‌است.

بر این اساس، هر لیدری را دو خطر تهدید می‌کند: اول، تمرکز بیش از حد بر نتورک و فراموش کردن ماهیت فروش. دوم، تمرکز بیش از حد بر فروش بیشتر و فراموش کردن رشد نتورکی.

در صورت پیش آمدن مشکل اول، شما مجموعه‌ای خواهید داشت با افرادی متخصص نتورک، با سازمان‌دهی کامل، جلسات هفتگی منظم که رشد بسیار کندی دارد. نتیجه‌ی چنین مجموعه‌ای توقف است. چرا که لیدرهای قدرتمند شما درآمد کافی کسب نمی‌کنند و پس از مدتی، از کار خارج می‌شوند.

در صورت پیدا شدن مشکل دوم، مجموعه‌ی شما در ابتدا به سرعت رشد می‌کند. درآمدتان هم خوب است. اما پس از مدت کوتاهی، رشدتان متوقف می‌شود. چرا که افرادتان مثل شما نیستند.

خودتان را ارزیابی کنید. آیا مجموعه‌ی شما در مکان مناسبی، وسط دو سر این طیف، قرار دارد؟

09 January 2010

طرز فکرافراد موفق

دوستان!

اکثر آدم‌ها، حتی بعد از رشد شخصی خوب، فکر می‌کنند وظیفه‌شان و کارشان این است که تلاش کنند تا به موفقیت برسند. گمان اصلی این است: موفقیت و ثروت، یک هدف بزرگ و دست‌آورد سخت است. باید تلاش کنی، سختی بکشی و به آن برسی.

اما واقعیت چیز دیگری است. این طرز فکر، هرگز منجر به موفقیت نمی‌شود. افراد موفق جور دیگری می‌اندیشند ...

موفقیت، شادی، ثروت و سلامت اصل زندگی است. کار شما تنها این است که مانع موفقیت خود نشوید. مانع ثروتمند نبودن خود نباشید. مانع ثروتمند شدن خود نباشید.

در این باره و تفاوت‌های این دو طرز فکر خوب فکر کنید. شما چه‌طور فکر می‌کنید؟

07 January 2010

گوش دادن

دوستان همیشگی!
در چند روز آینده، تلاش می کنیم کمی بیشتر درباره سمینار و سخنرانی های پرباری که در آن برگزار شد صحبت کنیم تا قبل از این که سی دی های سمینار تنظیم شده و به دستمان برسد، برای ارائه کامل مفاهیم آن به مجموعه ها آماده تر باشیم.
در جلسه پرسش و پاسخ از جان میلتون فاگ، یکی از حاضران سوالی پرسید که شاید ذهن خیلی از ما را به خود مشغول کرده باشد:
"شما مرتب درباره گوش دادن و کامل گوش دادن صحبت می کنین. ولی ما یاد گرفتیم که نباید به حرفای منفی فضای منفی گوش کنیم. چون رومون تاثیر میذاره و دامنه دیدمون کم میشه!"
و میلتون فاگ، پاسخ مفصلی داد که خلاصه اش چنین است: "وقتی میگم گوش کردن، یعنی بدون قضاوت. یعنی اون میمون مستی رو که تو ذهنت هست و مدام داره اظهار نظر میکنه که این حرفا منفیه یا مثبته ... خوبه یا بده ... یا مدام داره برای حرفایی که می شنوی جواب تهیه می کنه خاموش کرده باشی. مطلقا بدون قضاوت. اگه چیزی می پرسی فقط برای اینه که قسمتایی که خوب نفهمیدی رو بدونی. اصلا ربطی به درست یا غلط بودن نداره. منظور از گوش دادن درست، این نیست که اون روی شما تاثیر بذاره یا شما رو اون! دقیقا مساله همنه. گوش کردن یعنی گوش کردن. باز و آزاد. بدون قضاوت. بدون تلاش برای پاسخ دادن. بدون این که تمام مدت در حال پاسخ گویی باشی!
چند وقت پیش یه دانشمند نتایج یه مطالعه رو منتشر کرد. تو این مطالعه اون میرفت به یه سفر هوایی از یه طرف آمریکا به اون طرف. تو راه، تنها کاری که میکرد این بود که از یکی از همسفراش سوالی میکرد. و بعد سوال دیگه ای ... همه اش درباره خود اون آدم. بعد از پایان سفر، همکارش میومد و از اون فرد میخواست فرمی رو پر کنه.
نتیجه جالب بود: اکثر افراد معتقد بودن که اون دانشمند که باهاشون صحبت کرده یکی از جالبترین آدم هایی بوده که تو زندگیشون دیده ن، در حالی که هیچ کدوم از اونا حتی اسمشو هم نمیدونستن! در واقع اونا هیچ چیز درباره این آدم نمیتونستن ... ولی فوق العاده جذبش شده بودن. چرا؟ فقط به یه دلیل. اون بهشون گوش داده بود! و این چیزیه که آدما این روزا پیدا نمی کنن: گوش داده شدن!"
شاد باشید!

04 January 2010

دوستان
امروز، و در شروع مطالب سال 2010، سایتی را به شما معرفی می کنم که از این پس در کنار سایت اصلی کمپانی برای رشد و کار در پالینور اینترنشنال، یاور شما خواهد بود.
این سایت توسط عده ای از اعضای اصلی (چیف ممبر)های کمپانی پالینور ایجاد شده و شما می توانید با مراجعه به آن از منبع عظیمی از اخبار و آموزش ها بهره مند شوید، سوالات خود را بپرسید و مستقیما با این اعضای اصلی در ارتباط باشید.
از این لینک به این سایت بروید و حتما این آدرس را به بازدیدهای روزانه تان اضافه کنید. درباره امکانات این سایت و نحوه استفاده از آن ها بیشتر خواهیم نوشت.

03 January 2010

سال نو ...


Believe in yourself and what you are doing totally. If people offer criticism, listen, because it can be helpful, but don't let it shake your inner belief that what you are doing is right, you can achieve anything you want to.

به خودتان و آن چه می کنید، کاملا باور داشته باشید. انتقادها را بشنوید، شاید به شما کمک کند، ولی اجازه ندهید این انتقادها باور درونی شما را بلرزاند. اجازه ندهید این باور شما آسیب ببیند: کاری که می کنید درست است و شما می توانید به هرچه می خواهید برسید.

دوستان!
حتما می دانید که میزان سود ماهیانه از این پس 4% در ماه است. به صورت دریافت 20% اصل سرمایه هر چهار ماه. آغاز سال نوی میلادی، می تواند آغاز برترین سال زیستن شما باشد ...