31 October 2009

زمان 31 اکتبر ...

دوستان!

آخرین روز ماه اکتبر آغاز شده‌است. فقط امروز را فرصت دارید تا به ویژن‌های ماه اکتبرتان جامه‌ی عمل بپوشانید. رشد کردن در این ماه‌های نزدیک به سمینار، اهمیتی چند برابر دارد؛ تا بتوانید به تمامی از سمینار استفاده کنید.

یکی از لیدرهای دوست‌داشتنی امروز به نکته‌ی مهمی اشاره کرد: ساعت سایت، 11.5 ساعت با ساعت ما فاصله دارد. این جمله به این معنی است که روز 31 اکتبر و فرصت سرمایه‌گذاری به وقت ما، تا ساعت 11.5 صبح روز یک‌شنبه باقی خواهد بود! به عبارتی شما یک‌شنبه را هم تا نزدیک ظهر فرصت دارید که به ویژن‌های ماه اکتبرتان برسید.

شاد باشید!

28 October 2009

سه روز آخر ...

دوستان!

بیست و هشتم اکتبر به پایان رسیده‌است و سه روز آخر ماه، سه روز باشکوه نتیجه‌گیری و به ثمر رسیدن تلاش‌های یک ماه گذشته، آغاز می‌شود!


27 October 2009

فیلمنامه شما ...

«درباره‌ی رؤیایتان فکر کنید. رؤیایتان می‌تواند هرچیزی باشد. یک فوتبالیست؛ یک پیانیست در کنسرت و ... یک روز متوسط شما چه‌گونه است؟ در آن صورت چه می‌کردید؟

فیلم‌نامه‌ی یک روز زندگی‌تان را بنویسید. با بیدار شدن در صبح شروع کنید و روز را بنویسید. ممکن است با بوی قهوه‌ای شروع کنید که صبح از خواب بیدارتان می‌کند. نسیم را روی صورتان احساس می‌کنید. صدای سگی را که در حیات با خوش‌حالی پارس می‌کند می‌شنوید. بعد می‌توانید جزئیات صبحانه‌تان را توصیف کنید؛ و مکالمه‌ی صبحتان را با همسرتان.

بعد ... می‌توانید لامبورگینی‌تان را تشریح کنید؛ لامبورگینی با صندلی‌های چرمی که با آن به هتل محل برگزاری کنفرانس می‌روید. همه از شما استقبال می‌کنند؛ چه ازدحامی است وقتی شما به روی صحنه می‌روید! نکته‌ی کلیدی این است که شما همه‌ی چیزهایی را که احساس می‌کنید شرح دهید و تصویر را تا آن‌جا که ممکن است واضح بکشید.

جزئیات را فراموش نکنید. اگر برای صبحانه کیک توت‌فرنگی خانگی با پنیر خامه‌ای می‌خورید، بنویسید. شما باید روز کاملتان را بنویسید؛ روزی که شما می‌خواهید ظاهر کنید.

این فیلم‌نامه را به هیچ کس نشان ندهید؛ مگر کسانی که شما را به شدت تشویق و حمایت می‌کنند. خیلی‌ها از عامه‌ی مردم، فقط حسودی خواهند کرد و شما را نقد می‌کنند. آن را فقط با کسانی مطرح کنید که می‌توانید روی آن‌ها به عنوان هم‌راهان مسیر موفقیت حساب کنید.

این فیلم‌نامه را جایی در دست‌رس بگذارید؛ مثلاً کیفت دستی یا کیف پولتان تا هر روز آن را ببینید. وقتی در صف سوپرمارکت هستید، به جای خواندن اعلان‌ها چند پاراگراف را بخوانید. وقتی در طول روز تحت فشار و استرس قرار می‌گیرید، وقتی فشار روانی را احساس می‌کنید، در را ببندید، تلفن را بکشید و برای 5 دقیقه، تنها فیلم‌نامه‌تان را بخوانید.

فیلم‌نامه‌تان شما را متمرکز خواهد کرد. شما را آرام خواهد کرد و شما را با برنامه‌ریزی مثبت و ذهن ناخودآگاهتان، تقویت خواهد کرد. این وسیله، قدرتمندترین ابزار است برای آن‌که فراوانی خود را بپذیرید!

نوشتن را همین امروز شروع کنید.»

بخشی از فصل دوم کتاب: فراوانی خود را بپذیرید. نوشته‌ی رندی گیج.

کافی بود؟! شاد باشید.

24 October 2009

سناریوی زندگی ...

بگذارید امروز را تنها یک سؤال بپرسم. قبلاً در این باره صحبت کرده‌ایم؛ اما مطمئنم که آن را جدی نگرفته‌اید.

سناریوی یک روز زندگی ایده‌آل خودتان را نوشته‌اید؟ کجاست؟ هر روز می‌خوانید؟ در این سناریو، صبح که از خواب برمی‌خیزید ...

اگر ننوشته‌اید، امروز این کار را انجام دهید. فردا درباره‌اش صحبت می‌کنیم.

شاد باشید!

پس‌نوشت: هم‌چنان که می‌دانید، سمینار امسال چند روزه است و علاوه بر سخن‌ران اصلی، چندین سخن‌رانی فرعی، مراسم‌ها و گردهم‌آیی‌های اجتماعی، دیدارهای کاری، دیدار با مسئولین کمپانی و ... جزئی از برنامه خواهد بود. سمینار اروپا، نقطه‌ی عطفی در تاریخ کمپانی خواهد بود. من آن‌چنان برای سمینار روزشماری می‌کنم که هیچ روزی دلم نمی‌آید درباره‌اش ننویسم!

22 October 2009

پیام هفته و آینده ...

Whatever limits you might come up against, let your spirit soar above them, and you will find a solution.

شما می‌توانید بر هرچه برای شما محدود ایجاد می‌کند، غلبه کنید. اجازه بدهید روحتان بر فراز آن پرواز کند. راه حل را خواهید یافت!

درباره‌ی این پیام قبلاً هم صحبت کرده‌ایم. مهم‌ترین توصیه این است: در هنگامی که درگیر مسأله‌ای شده‌اید، بهترین راه برای یافتن راه حل این است که از آن مسأله فاصله بگیرید و بتوانید از خارج به مشکل نگاه کنید. معمولاً به این ترتیب، راه حل را به راحتی خواهید یافت!

امروز، 22 اکتبر به پایان رسیده و به روزهای پایانی ماه نزدیک می‌شویم. این روزها بیش از پیش از دیگران درباره‌ی پالینور می‌شنوید؛ بیش از پیش پالینوری‌ها از مجاری مختلف به یک نفر می‌رسند و بیش از پیش نام پالینور در همه‌جا مطرح است. دوره‌ی رشد تصاعدی پالینور آغاز شده و روزهایی را تجربه خواهیم کرد که روزهای قبلی، در برابرشان مانند یک خط از یک کتاب بزرگ خواهد بود. البته شهرت و نام‌آوری و به ویژه موفقیت و خوش‌نامی، حساسیت‌ها و مقاومت‌ها و خشم‌ها و حسادت‌ها را نیز تحریک می‌کند؛ مانند همیشه، کسانی هستند که نمی‌توانند موفقیت دیگران را تحمل کنند؛ چرا که خود جسارت قدم نهادن در آن راه را نداشته‌اند. ولی کدام راه رو به جلو، با انسان‌هایی هدف‌دار و قدرتمند، با چنین مشکلاتی در میانه‌ی راه باز ایستاده‌است؟

روزهای پرواز پالینور هنوز کاملاً فرا نرسیده‌است و بسیاری هستند که تازه از این پس، زندگی‌شان با پالینور برای همیشه متحول خواهد شد. دومین سمینار کمپانی، نقطه‌ی عطفی در این مسیر است؛ سمیناری که شرکت‌کنندگان در آن، تازه در خواهند یافت که خود و کمپانی‌شان چه جایگاهی دارند. حتما اعلان جدید کمپانی را در صفحه اول سایت درمورد مکان و زمان برگزاری سمینار دیده اید. به امید دیدار در دومین سمینار پالینوراینترنشنال، در قاره سبز اروپا!

20 October 2009

دو مفهوم ...

1-«چه فکر کنید می‌توانید و چه فکر کنید نمی‌توانید، در هر دو صورت حق با شماست.»

این جمله را دیروز برای چندمین بار شنیدم و باز هم لذت بردم. خوب به آن فکر کنید؛ آن‌قدر پرمایه است که جا دارد آن را شعار زندگی‌تان کنید.

2-امروز، در صحبت با یکی از لیدرها، در مورد کاری گفت: «پول ندارم که ...». به یاد جمله‌ی زیبای رندی گیج افتادم و بلافاصله هم به او گفتم. بد نیست این‌جا هم آن را تکرار کنم. در سری Prosperity، رندی گیج به جملاتی که ما در طول روز به کار می‌بریم اهمیت ویژه‌ای می‌دهد و می‌گوید:

«هرگز، هرگز و هرگز یک جمله‌ی منفی را در مورد خودتان به کار نبرید. شما به اندازه‌ی کافی برنامه‌ی منفی از اطرافتان دریافت می‌کنید؛ اما وقتی خودتان آن را می‌گویید، تأثیرش چندین و چند برابر می‌شود. فعل‌های «نمی‌توانم» و «ندارم» و ... را از زندگی‌تان کلاً حذف کنید؛ چرا که به شدت روی شما تأثیر می‌گذارند. اگر امروز، در خیابان به یک اتوموبیل 1 میلیون دلاری بربخورید و از آن خوشتان بیاید، هرگز نگویید «پول ندارم» یا «نمی‌توانم» آن را بخرم. به جایش بگویید: فعلاً دلم نمی‌خواهم آن را بخرم! به این ترتیب، چلوی ارسال یک پیام مخرب را به ناخودآگاهتان گرفته‌اید.»

به صحبت‌های روزمره‌تان دقت کنید. چه‌قدر از این پیام‌های مخرب به ناخودآگاهتان می‌فرستید؟!

18 October 2009

تاریخهای زندگیتان ...

«اکثر مردم، اگر زندگی‌شان را مرور کنید، فقط دو تاریخ قابل ذکر در آن پیدا می‌کنید: تاریخ تولد و مرگ. گویی در این بین هیچ نکرده‌اند. هیچ نفسی نکشیده‌اند. هیچ اثری از خود به جا نگذاشته‌اند ...»

این جمله را دو سه روز پیش شنیدم و جداً مرا به فکر فرو برد. در زندگی شما، تاریخ‌های دیگری هم وجود دارد؟ یا خواهد داشت؟ آیا سال‌ها بعد، از شما به عنوان فردی یاد می‌کنند که آمده و رفته، با حرکت در همان خط صاف بی‌تغییر؛ یا از کسی که از خطی که در آن متولد شده و برایش تعریف شده خارج شده و زندگی‌اش را خودش ساخته و تمامی مسئولیتش را به عهده گرفته‌است؟

فکر کنید ...

پس‌نوشت: کمپانی در سمینار، اخبار ویژه‌ای برای همه‌ی پالینوری‌ها خواهد داشت. منظورم از همه‌ی پالینوری‌ها، همه‌ی کسانی است که به هر نحوی در پالینور سرمایه‌گذاری کرده‌اند. منتظر این اخبار و این سمینار بزرگ، متفاوت و از هر نظر ویژه باشید.

16 October 2009

message for the week

What kind of person do you want to be? More decisive, calmer, stronger, happier? Spend a week just pretending to be that person. How would they react to a situation? What would they do now? By the end of the week the pretense will be close to becoming reality.
دوست دارید چه جور آدمی باشید؟ مصمم تر؟ آرامتر؟ قویتر؟ شادتر؟ یک هفته را وانمود کنید که همان طور هستید. دیگران چه عکس العملی در برابر شما نشان خواهند داد؟ الان چه گونه با شما برخورد می کنند؟ تا آخر هفته، این وانمود کردن، بسیار نزدیک به واقعیت خواهد بود.

یکی از دوستانم روش جالبی دارد. در شرایط مختلف، این سوال را می کند و مطابق آن عمل می کند:

اگر انسان ایده آل من، الان جای من بود، چه تصمیمی می گرفت؟ چه احساسی داشت؟ چه گونه رفتار می کرد؟

14 October 2009

چه گونه خوشبین شویم؟

تغییر دادن ذهنیت

By Randy Gage, September 17th, 2009

در مطالب قبلی گفتم که اگرچه بخشی از خوش‌بینی یا بدبینی شما ارثی است؛ شما می‌توانید آن را عوض کنید. اجازه بدهید نگاهی به این موضوع بیندازیم. با کنترل کردن ذهنتان و افکاری که به آن‌ها اولویت می‌دهید، می‌توانید وضعیتتان و در نتیجه نتایجتان را عوض کنید. چه‌گونه می‌توانید این کار را انجام دهید؟

محیط زندگی‌تان را عوض کنید. (خانه‌تان؛ یا حتی پرده‌هایتان، جای وسایلتان و ...)

آدم‌هایی را که با آن‌ها در تماسید عوض کنید. (امروز تصمیم بگیرید که دوست جدیدی پیدا کنید!)

الکل نوشیدن را ترک کنید.

سیگار را ترک کنید.

اعتیاد را ترک کنید.

لیاس خوب بپوشید.

ماشینتان را بشویید. خانه‌تان را تمیز کنید و زندگی‌تان را منظم کنید.

به ده نفر غریبه‌ی بعدی که می‌بینید، بیش از همیشه محبت کنید!

پریز تلویزیونتان را برای یک ماه بکشید و در صورت لزوم، این مدت را تمدید کنید. (لذت بردید؟ رندی گیج، وقتی می‌خواهد چیزهای مسموم برای ذهن و شخصیت را نام ببرد، تلویزیون را کنار الکل، سیگار، مواد مخدر، کثیفی و بی‌نظمی و ... قرار می‌دهد! از نظر من، جداً این تلویزیون و مضرات آن از بقیه مهم‌تر است؛ چرا که بدون آن که شما بدانید، در اعماق ذهنتان خانه می‌کند و ذهنتی شما را طوری مسموم می‌کند که حتی با قطع تماشای آن، اثرش تا مدت‌ها باقی می‌ماند)

هر روزتان را با خواندن یک صفحه از کتاب «وقتی انسان می‌اندیشد» شروع کنید. (اگر این کتاب را ندارید، جای‌گزین‌های زیادی وجود دارد. جادوی فکر بزرگ انتخاب خوبی است)

هر روزتان را با خواندن یک صفحه از کتاب «وقتی انسان می‌اندیشد» به پایان ببرید. (همان توضیح بالایی!)

داوطلبانه، یک روز را به کمک به بی‌خانمان‌ها یا در بیمارستان کودکان بگذرانید. با آن‌ها بازی کنید و به آن‌ها هدیه بدهید.

این‌ها، تغییراتی بود که به ذهن من رسید. نظر شما چیست؟

رندی گیج

خوب؛ تصمیم به اجرای کدام‌یک گرفتید؟ از یاد نبرید که امروز و فردا، روز نتیجه گرفتن از دو هفته‌ی اول اکتبر است. و زمانی بهتر از این برای شروع تغییراتی که رندی گیج می‌گوید، وجود ندارد. شروع کنید. معجزه را در ذهنیتتان و بعد در نتایجتان خواهید دید.

شاد باشید!

13 October 2009

خوش بینی ارثی!

آیا شما ژن خوش‌بینی دارید؟

By Randy Gage, September 17th, 2009

آیا می‌دانستید که بعضی عوامل ژنتیکی روی خوش‌بینی شما اثر می‌گذارند؟ برای بیشتر ویژگی‌های شخصیتی، 50% آن خصوصیت به صورت ارثی است و از پدر و مادرمان به ما می‌رسد. بنابراین ممکن است شما خوش‌بین یا بدبین به دنیا آمده‌باشید.

وقتی شما کودکید، بیشتر تمایل دارید که خوش‌بین باشید. وقتی سن بیشتر می‌شود، مردم کم‌کم به لجن‌زار اطرافشان فرو می‌روند و به سرعت بدبین می‌شوند. زن‌ها در مقایسه با مردها هم خوش‌بین‌ترند و هم بدبین‌تر. چه طور چنین چیزی ممکن است؟ علت آن است که آن‌ها دایره‌ی احساسی وسیع‌تری دارند و هر ویژگی عاطفی را شدیدتر نشان می‌دهند. به همین دلیل در همان حال که آن‌ها خوش‌بین‌ترند، بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند.

خوب؛ حالا اگر شما بدبین به دنیا آمده‌باشید چه؟ شما می‌توانید عوض شوید. ژنتان و ارث خانوادگی‌تان را به عنوان توجیهی برای بدبین بودن نیاورید! این کار فقط باعث می‌شود از زندگی‌تان کم‌تر استفاده کنید. در مطلب آینده، در این باره صحبت می‌کنیم که برای این تغییر چه باید بکنید. اگر خودتان پیش‌نهادی به ذهنتان می‌رسد، مطرح کنید!

رندی گیج

دوستان خوش‌بین!

با خواندن این مطلب رندی گیج، باز هم به یاد سخن آن بزرگ افتادم؛ که «اگر فلج مادرزاد باشی و در مسابقه‌ی دو، اول نشوی، فقط تقصیر خودت است!» با چنین باوری زیستن، توانایی بی‌حدی به انسان می‌دهد؛ و نیز مسئولیت بی‌حدی. برای همین است که اکثر مردم از ترس این مسئولیت، از خیر این توانایی هم می‌گذرند و عمرشان را، به جای زیستن واقعی، صرف غر زدن و در جا زدن و دور خود گشتن می‌کنند. شما از کدام دسته‌اید؟! یادتان نرود؛ خوش‌بینانه پاسخ دهید!

شاد باشید.

11 October 2009

خوشبینی 2

چه‌گونه باید تمرین خوش‌بینی کنید؟

By Randy Gage, September 16th, 2009

در مطلب اخیر، درباره‌ی این که چه‌قدر خوش‌بین هستید صحبت کردیم. خوب ... درباره‌ی طبیعت خوش‌بینی‌تان چه تصمیمی گرفتید؟ یا درباره‌ی نداشتن خوش‌بینی؟ چه می‌خواهید بکنید؟ خبر خوشی برای شما دارم: شما می‌توانید خودتان را خوش‌بین‌تر کنید؛ همان‌طور که می‌توانید هر مهارت دیگری را در خودتان پرورش دهید.

آخرین جمله را یک بار دیگر بخوانید؛ متوجه می‌شوید که این جمله چه‌قدر می‌تواند در زندگی‌تان مهم باشد و آن را تغییر دهد؟

درست مانند نواختن پیانو یا درست کردن استیک، شما می‌توانید خوش‌بین بودن را یاد بگیرید. و این کار می‌تواند شما را سالم‌تر، شادتر و ثروتمندتر بکند. این فوق‌العاده است.

حواستان باشد؛ منظورم فقط گفتن جملات مثبت نیست (اگرچه این کار هم مطمئناً خوب است). موفقیت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که شما نحوه‌ی مواجهه‌تان را با افکار و احساسات منفی عوض می‌کنید. همان‌طور که در آن کتاب –که جان به من هدیه داد- توضیح داده شده، «منفی فکر نکردن» پیش‌نیاز خوش‌بینی است.

روان‌پزشکان در مطالعاتشان کشف کرده‌اند که خوش‌بینی و بدبینی دو نقطه در دو سوی یک طیف نیستند. این ویژگی‌ها، در واقع دو جهت کاملاً جداگانه و بدون ارتباط با همند. بهترین نتایج موقعی به دست می‌آید که شما وضعیت ذهنی‌تان را کاملاً از نو بسازید؛ نه این که تلاش کنید کم‌کم به طرف خوش‌بینی حرکت کنید.

شما باید کاملاً آگاهانه، منظم و از روی عمد، یک روش فکر کردن جدید درباره‌ی زندگی روزمره‌تان ایجاد کنید و با مراقبت و خیلی منظم از آن پیروی کنید. شما باید به جای متوقف شدن در افکار منفی، برکت‌ها و داشته‌ها را گرامی بدارید. به جای موانع، باید فرصت‌ها را پیدا کنید و اعلام کنید. شما باید هر حادثه‌ای را طروی تفسیر کنید که انتظارات شما را برآورده کند و آن‌ها را بالاتر ببرد؛ و در نتیجه عمل‌کرد شما را بهتر کند.

خوب؛ شما چه‌گونه می‌خواهید این کار را بکنید؟

رندی گیج

چند روز پیش، دیه‌گو مارادونا، قبل از بازی پر استرس و سرنوشت‌ساز با پرو برای صعود به جام جهانی گفت: «من به فوتبال کاری ندارم. خدا مرا دوست دارد و خودش مرا به جام جهانی می‌برد!»

می‌توانید تصور کنید این خوش‌بینی چه‌گونه باعث می‌شود تیمی که در دقیقه‌ی 90، گل خورده، دقیقه‌ی 93 گل بزند و بازی را ببرد؟ به این می‌گویند تزریق خوش‌بینی در یک تیم!

4 روز دیگر وقت دارید! خوش ‌بینید یا بدبین؟!

10 October 2009

خوش بینی و بدبینی ...

دوستان!

شما خوش‌بینید یا بدبین؟ یک لحظه به سال آینده، همین زمان فکر کنید. خودتان را در چه جایگاهی می‌بینید؟ همه‌چیز درست است؟ یا از آن‌هایی هستید که بدبینی‌هایشان را با برچسب «واقع‌بینی» توجیه می‌کنند و اعتقاد دارند آدم‌های خوش‌بین خودشان را گول می‌زنند؟ رندی گیج چندی پیش در وبلاگش در این‌باره چند مطلب نوشت که موضوع را از منظرهای گوناگون بررسی کرد. می‌خوانیم:

چه‌گونه خوش‌بینی می‌تواند زندگی شما را عوض کند؟


By Randy Gage, September 14th, 2009

چند سال پیش، جان میلتون فاگ کتابی به من هدیه داد به نام: «خوش‌بینی فراوان». در آن کتاب، شواهد علمی ارائه شده‌بود که بسیاری از باورهای شما را درباره‌ی خوش‌بینی تأیید می‌کرد. مثلاً: آیا باور دارید که خوش‌بین‌ها درآمد بیشتری دارند؛ سالم‌ترند و زندگی طولانی‌تری دارند؟ در آن کتاب ثابت شده‌بود که همه‌ی این‌ها درست است.

نظر شما چیست؟ آیا شما بیشتر خوش‌بینید یا بدبین؟ اگر شک دارید، بدانید:

خوش‌بینی باعث می‌شود که شما منتظر چیزهای مثبت باشید. این انتظار، نتایج شگفت‌انگیزی را به سمت شما جذب می‌کند. خوش‌بینی باعث می‌شود که شما فرصت‌ها را ببینید؛ در حالی که دیگران فقط «ناممکن‌ها» را می‌بینند. شما همهچیز را از یک موضع امیدوارانه می‌بینید و در نتیجه، می‌توانید اکثر چالش‌هایی را که با آن‌ها مواجهه می‌شوید حل کنید.

یک آدم بدبین، به همان مشکلات بر می‌خورد ولی به سادگی از فرصت‌ها صرف نظر می‌کند. داشتن دید بدبینانه، انرژی شما را برای زندگی از بین می‌برد. شما اعتماد به نفس کم‌تری خواهید داشت و مهارت شما در حل مشکلات و تفکر خلاقانه، ضعیف‌تر خواهد بود. انتظار چیزهای بد، شما را به چرخه‌ای منفی می‌اندازد و دوباره و دوباره تجربیات بد را تکرار می‌کنید و مرتب بدبین‌تر و بدبین‌تر می‌شوید.

چه‌قدر خوش‌بینید؟

رندی گیج

یادتان نرود ... از امروز، تنها 5 روز به پایان دو هفته‌ی اول اکتبر فرصت باقیست ...

08 October 2009

روزهای خاکستری ...

«در مسیرتان، به سوی آن‌چه باید بشوید، روزهایی پیش می‌آید که حوصله‌ی هیچ چیز را ندارید. آن‌قدر خودتان را دور از اهداف می‌بینید، آن‌قدر همه‌چیز ناممکن است و آن‌قدر مشکلاتی که هم‌اکنون سر راهتان قرار دارد، بدون ارتباط به هدفتان است، که می‌اندیشید نه تنها پیش نمی‌روید، که در مسیر معکوس قرار دارید. یادآوری اهدافتان، حتی برای خودتان خنده‌دار به نظر می‌آید ... اگر بتوانید بخندید.

در این روزها، باز هم همان کار را بکنید. حتی اگر خودتان به آن بخندید. نگذارید که در مشکلات غرق شوید. در بدترین شرایط، لیست اهدافتان را، هرچند بلندپروازانه و ناممکن، روزی چند بار، هر بار چند دقیقه، فارغ از تمام مسائل، شدن‌ها و نشدن‌ها، بلند بخوانید. جملات را جوری بخوانید که گویی اتفاق افتاده. و خودتان را در حالی که اهدافتان اتفاق افتاده مجسم کنید ...

دیر یا زود، معجزه را خواهید دید.»

دوستان

من این جملات را تجربه کرده‌ام. و با هیچ چیز بیش از آن‌ها موافق نیستم!

شاد باشید!

07 October 2009

سر و صدا ...

آخرین بار کی سرو صدا کردید؟

By Randy Gage, September 30th, 2009

در مطلب قبلی درباره‌ی اهمیت سکوت در رشد شخصی صحبت کردیم. نظرتان درباره‌ی اهمیت سروصدا چیست؟! گاهی سر و صدا هم می‌تواند آرامش‌بخش باشد؛ وقتی شما آن را ایجاد می‌کنید. آخرین بار کی بلند خندیده‌اید؟ کی با شادی جیغ زده‌اید؟ کی از لذت فریاد زده‌اید؟

به ما یاد داده‌اند که همیشه خون‌سردی خودمان را حفظ کنیم. مثل آدم‌بزرگ‌ها رفتار کنیم مناسب و تر و تمیز. اما گاهی خوب است که به خودمان اجازه‌ی انفجار و رهایی بدهیم و دوباره مانند یک کودک رفتار کنیم. چرا امروز این کار را امتحان نمی‌کنید؟!

رندی گیج

دوستان همیشگی

بهترین صدا، صدایی است که شما ایجادش کرده‌اید. همین جمله‌ی رندی را تعمیم دهید. چه‌قدر از دنیای اطرافتان را شما ساخته‌اید؟ چه‌قدر سازنده‌اید؟ چه‌قدر در آفرینش سرنوشتتان سهم داشته‌اید؟ مقدس‌ترین جنبه‌ی تمایز انسان، که ما را شایسته‌ی این نام بلندآوازه می‌کند، آفرینش است. آفریدن، نزدیک‌ترین ویژگی مشترک انسان با خداست. برخیزید و دنیای خود را، همان طور که دوست دارید بیافرینید. قدرتمندترین ابزار کنونی جهان در اختیار شماست؛ پالینور اینترنشنال!

شاد باشید!

04 October 2009

قدرت سکوت ...

دوستان همیشگی

در حالی به استقبال سومین سال کار پالینور می‌رویم که در آستانه‌ی دومین سمینار بزرگ لیدرشیپ پالینوراینترنشنال هستیم. روزهایی که دور هم، در با شکوه‌ترین جلوه‌ی زندگی ثروتمند و موفق زندگی خواهیم کرد. من برای سمینار لحظه‌شماری می‌کنم!

رندی گیج، چند روز پیش در وبلاگش به مبحثی پرداخت که بسیار خواندنی است. امروز و فردا از قول او بخوانید تا بیشتر درباره‌اش صحبت کنیم:

قدرت سکوت

By Randy Gage, September 29th, 2009

من هر روز را مثل همیشه شروع می‌کنم. با سکوت. و مطمئنم که این یکی از رازهای موفقیت من است.

من در سالن بدن‌سازی، فعالیت‌هایم را در سکوت، در حال نگاه کردن به روبه‌رویم انجام می‌دهم. وقتی می‌دوم، هیچ هدفونی در گوشم نیست. من هرگز در طول روز تلویزیون را روشن نمی‌کنم (اغلب شب‌ها هم همین‌طور) و حتی جز در ساعات خاصی از شبانه‌روز، موسیقی گوش نمی‌دهم. من هرگز در سفرهای ورزشی، با هم‌تیمی‌هایم هم‌اتاق نمی‌شوم؛ ترجیح می‌دهم تنها باشم. چون به نظر می‌رسد همه، به محض ورود به اتاق هتل، تلویزیون را روشن می‌کنند. خیلی‌ها در خانه هم همین کار را می‌کنند. این کار ذهن و تمرکز شما را به هم می‌زند و شما را مضطرب می‌کند.

زمان‌های سکوت، به شما اجازه می‌دهد فکر کنید؛ به ویژه به مسائل مهمی که همیشه نادیده گرفته می‌شوند. و این کار، شما را آرام می‌کند؛ تا با آگاهی بالاتری عمل کنید. خیلی مهم است که هر روز، زمان ساکتی برای خودتان داشته‌باشید. خوب؛ در این باره چه می‌کنید؟

رندی گیج

03 October 2009

سپتامبر به پایان رسید ...

دوستان همیشگی

بگذارید حرف‌های همیشگی خود را، این بار از زبان رندی گیج بزرگ بشنویم:

دست‌یابی به اهدافتان

By Randy Gage, September 24th, 2009

نگاهی به تاریخ امروز بیندازید. سپتامبر تمام می‌شود و با آن، سه‌چهارم سال هم تمام می‌شود! آیا شما به سه‌چهارم از از اهداف سال 2009 رسیده‌اید؟ ارزشش را دارد کمی به خودتان نگاه کنید. و اگر جایی نیستید که می‌خواستید باشید، قرار نیست خودتان را شکست‌خورده بپندارید؛ بلکه باید واقعیت را دربابید، دوباره ارزیابی کنید و استراتژی‌تان را تصحیح کنید. چرا همین حالا این کار را نمی‌کنید؟!

رندی گیج

یک بار دیگر می‌گویم: ماه اکتبر فرا رسیده‌است ... و کمپانی مان هم اکنون دو سال تمام دارد ...

02 October 2009

کاخ بلند ...

دوستان هم‌راه

دیروز با یکی از لیدرها صحبت می‌کردم؛ لیدری که فاصله‌ی چندانی تا هدف نهایی نتورک، آزادی مالی ندارد. لیدری که در حال حاضر بیش از 10 ساعت در هفته وقت نمی‌گذارد و درآمدش ...!

راستش را بخواهید، کمی به او حسودی‌ام شد! این موضوع را با شوخی به او گفتم و از او خواستم درباره‌ی این که چه‌گونه به چنین جایگاهی رسیده، کمی حرف بزند؛ که از پاسخش شگفت‌زده شدم. در جواب، با هیجان، گفت یک بیت شعر از فردوسی برایم می‌خواند که کاملاً وضعیتش را تشریح می‌کند؛ و خواند:

برافکندم از نظم کاخی بلند

که از باد و باران نیابد گزند

واقعاً لذت بردم؛ این بیت گویای همه‌چیز است. اگرچه معنی نظم در شعر فردوسی شعر بوده، می‌توان معنای دیگر آن را به راحتی برداشت کرد. دوستم با این شعر، گفت که سیستمی ساخته، منظم، که دیگر باد و باران، منفی‌ها، هجوم شرایط، تغییر شرایط جامعه، یا حتی کاهش ساعات کاری خودش نمی‌تواند به پیش‌رفت سیستم آسیبی بزند. با تلاش چندساله‌اش، با پی‌گیری‌های دقیقش، و با دوراندیشی هنرمندانه‌اش، سازمانی بنا کرده که آسیب‌پذیر نیست. از سویی با روابطی که ایجاد کرده، با فضای اعتماد و صداقتی که آفریده، و با شخصیتی که از خود ساخته، کاری کرده که جایگاهش در این سیستم، او را به آزادی مالی برساند.

هدف ما، در نتورک، همین یک جمله است. این که از نظم، کاخی بلند بسازیم که هیچ باد و بارانی نتواند آسیبی به آن بزند.

ماه اکتبر، آغاز شده‌است ...