14 June 2008

گناه کشنده­ دوم: سابقه فروشندگی

مشاهده و تشخیص این حالت آسان است. افراد مبتلا در منزل خود طبقات زیادی را به کالاهایی که نتورکشان عرضه می‌­کند اختصاص داده­‌اند که پر است از بروشورها، یا خود جنس و ... . منزل آن­ها مثل یک فروشگاه است. آن­ها با غرور شما را به يك تور در مغازه‌­شان دعوت می‌­کنند و هرچه این «فروشگاه» خلاقانه‌­تر چیده ­شده­ باشد، آن­ها گمان می‌­کنند که در کارشان جدی‌­تر هستند!
شاید روزگاری برای فروش یک محصول چنین عملی ضروری بود؛ درست مانند این که زمانی داشتن کالسکه دو اسبه بسیار شیک به حساب می­‌آ‌مد! اما امروز با وجود اینترنت، سرویس­های پستی، توانایی خريد و پرداخت اینترنتی و سایر تکنولوژی­ها، چنین کاری اصلا ضرورتی ندارد. نکته‌­ای که این افراد به آن توجه نمی‌­کنند این است که کارشان توسط اکثر افراد قابل همانندسازی نیست و به همین خاطر، آن­ها به انبار و منبعی برای کل تیمشان تبدیل می‌­شوند. آن­ها به ناچار مرتبا خلاقیتشان را در ارائه محصولشان افزایش می‌­دهند و در نتیجه قدرت همانندسازی را کم­تر و کم­تر می‌­کنند و این، به ناچار منجر به گناه اول می­‌شود!