در اینجا به بخش پایانی مجموعه «7 چیز برای ساختن یک مجموعه بزرگ» یا هفت چیز برای آن که روی ریل باشید میپردازیم. اینها، کارهایی هستند که لیدرهای بزرگ (گاهی آگاهانه و گاهی هم به طور غریزی) انجام میدهند تا نتورکهای عظیمی بسازند. موفقترین آنها، همه این ویژگیها را با هم و به اندازه کافی دارند. این 7 ویژگی مهارت نیستند؛ بعضی عادتند، بعضی یک وضعیت ذهنیاند و بعضی تکنیکاند؛ اما به هر حال آنها همان چیزهایی هستند که شما باید به صورت موثر از آنها برای ساختن یک سازمان بزرگ استفاده کنید.
اجازه بدهید به سراغ هفتمی برویم. عاملی که ممکن است غافلگیرتان کند! Sacrifice! (ترجمهی فارسی: فداکاری، قربانی کردن، فدا کردن) به هر حال، قطعا گفتن این موضوع به فردی که میخواهد وارد کار شود، چندان جذاب نیست. این که باید چیزی را فدا کند. ما معمولا با تمرکز روی پول، روش زندگی و رفاه، مجموعهمان را گسترش میدهيم. میدانید ... همه اینها با نتورک به دست میآیند؛ ولی نه در آغاز کار! برای شروع و ساختن یک چیز بزرگ، شما ناچارید که چیزی را فدا کنید! شما باید بهایی پرداخت کنید! شما و هرکسی که شما وارد این کار میکنید، هم اکنون از کل 24 ساعت وقتتان در روز استفاده میکنید؛ برای انجام کارهای متفاوت به روشهای متفاوت؛ به روشهایی که شما را هرچه بیشتر در آسایش و راحتی نگه دارد. از درس تعهد به خاطر دارید که برای انجام این تجارت حداقل به 10 تا 15 ساعت وقت در هفته نیاز دارید. معنی آن عبارت این است که شما ناچارید آنچه را هم اکنون در این زمان انجام میدهید فدا کنید! همیشه اینطور نخواهد بود و در آینده شما شاید وقت آزاد بسیار بیشتری هم پس از موفقیت در نتورک به دست آورید؛ ولی در آغاز کار، به ناچار اینچنین است. من در حال حاضر مشغول خواندن کتاب «هفتهای با 4 ساعت کار» اثر Timothy Ferriss هستم. کتاب بسیار لذتبخشی است و کلی مطالب خواندنی و هیجان انگیز دارد؛ ولی خواندن آن برای بسیاری افراد واقعا خطرناک است؛ چرا که این افراد به تمام جوانب توجه نمیکنند و کامل نمیاندیشند؛ بلکه تنها ظاهر امر را میبینند! بسیار شیرین به نظر میرسد وقتی میخوانید که او شش ماه وقت گذاشته تا یک قهرمان بوکس چینی شود یا یک سال را به یادگرفتن تانگو در بوینس آیرس گذرانده؛ اما او در ابتدا تجارتی آفریده که جریان درآمد دائم به سویش برقرار باشد؛ قبل از آن که زندگی پر از ماجراهای بیپایانش را آغاز کند! من پردرآمدترین فرد در کمپانیام هستم و همان نوع زندگی را دارم که Timothy در کتابش دربارهاش صحبت میکند. درآمد من فوقالعاده است. مقدار قابل توجهی از آن، درآمدی است که هم اکنون وقتی را از من نمیگیرد و من میتوانم تمام زمانم را روی تیم Softballم بگذارم. ولی حقیقت این است: من هنوز دارم چیزی را فدا میکنم. هنوز قربانی میدهم! نه به خاطر آن که نیاز دارم؛ بلکه چنین انتخاب کردهام! به خاطر آنکه میخواهم «درآمد بدون صرف زمان» خودم را حتی بیشتر کنم! بالاسری من تمام فیلمهای مطرح را به محض اکران شدن میبیند. او حداقل 5 برنامه تلویزیونی را مرتب میبیند. من اکثر آنها را از دست میدهم یا طی سفر هوایی، در هواپیما، چند ماه بعد آنها را میبینم. لیدر ارشد بالاسری من، بیش از من به تعطیلات میرود. حتی احتمالا شما نيز بیش از من به سفرهای تفریحی میروید! من هم میتوانم این کارها را انجام دهم و از آنها لذت هم میبرم؛ ولی ترجیح میدهم فعلا آنها را فدا کنم تا خودم را در آینده در موقعیت بهتری قرار دهم. اشتباه نگیرید! من هم کارهای لذتبخش انجام میدهم. من هم به تماشای اولین اکران «جنگ ستارگان» یا «ماتریکس» در نیمه شب میروم. من هم وقتی یک کتاب هری پاتر جدید بیرون میآید، مانند خیلیها تمام شب را بیدار میمانم و آن را میخوانم. (حتی میتوانید تصور کنید که من دیشب چنین کردهام!) من بی هیچ پشیمانی، یک سخنرانی 50 هزار دلاری را لغو میکنم چرا که با مسابقه تيم Softballم همزمان شدهاست! وقتی صحبت چیزی است که مرا واقعا هیجانزده میکند، من انجامش میدهم؛ ولی من میتوانم چنین کنم به خاطر آن که قبلا چیزی را فدا کردهام! وقتی که من کارم را شروع کردم، بسیاری از روزها نمیتوانستم به کلیسا بروم؛ ولی امروز در بعضی یکشنبهها مبلغ چکی که به کلیسا میدهم مساوی مجموع 799 نفر دیگر حاضر در کلیساست! در آغاز کار، من ساعتها با یک اتومبیل درب و داغان در مسیرهای طولانی رانندگی و کار میکردم؛ ولی امروز با جت اختصاصی درجه یک سفر میکنم! شعار من این بود: «من امروز طوری کار میکنم و کارهایی را میکنم که دیگران نمیکنند؛ بنابراین در آینده کارهایی را خواهم کرد که دیگران نمیتوانند!» میدانید ... این شعار خیلی خوب جواب داد! «کاری را میکنم که هیچکس نمیکند تا در آینده کاری را بکنم که هیچ کس نمیتواند!» شما چطور؟ آیا شما امروز چیزی را فدا میکنید تا فردا، آزادی واقعی را برای شما به ارمغان بیاورد؟ یا شما صرفا به لذتهای آنی میپردازید و از هیچ چیز صرف نظر نمیکنید ... که در نتیجه برای همیشه ناچار خواهید بود به سختی کار کنید؟ به این سؤال به طور جدی فکر کنید ... چه چیزی را فدا میکنید تا آزادی مالی به دست آورید؟ و خودتان را در هر 7 چیزی که ما در این سری درسها دربارهاش صحبت کردیم یک بار دیگر ارزیابی کنید:
Posture
Event
Consistency
Commitment
Image
Personal Developement
Sacrifice
كداميك از اين هفت ويژگی را به درستی به كار میگيريد؟ به خاطر داشته باشید که افراد درجه یک در این تجارت، از هر هفت ویژگی استفاده میکنند. خودتان را صادقانه ارزیابی کنید؛ آنگاه خواهید دانست که در کجاها ضعیف هستید و باید روی آنها کار کنید!