در اینجا به پنجمین چیزی میپردازیم که باعث موفقیت شما در نتورک میشود. این 7 ویژگی، مهارت نیستند؛ بعضیها عادتند؛ بعضی یک وضعیت ذهنیاند؛ و بعضی دیگر، به سادگی چیزهایی هستند که شما باید به طور موثر از آنها استفاده کنید تا سازمانتان را بسازید. تمام آنها که در نتورک درآمد کسب کردهاند، این 7 ویژگی را داشتهاند؛ و موفقترین افراد، از هر 7 ویژگی به صورت کامل استفاده کردهاند. مهمترین نکته این است: هرچه این ویژگیها در شما پیشرفت کند، درآمد شما افزایش خواهد یافت! کسی که این 7 چیز را داشته باشد، روی ریل قرار دارد.
درباره «روی ریل قرار داشتن» قبلاً بحث کردهایم. ویژگی اول، Posture بود که یک وضعیت ذهنی است و با تمرین در شما ایجاد میشود. ویژگی دوم، Event بود که باید مطابق آنچه گفتیم، برگزار کنید تا عامل نگهدارنده مجموعه شما باشد. ویژگی سوم ثبات بود و در ویژگی چهارم، درباره Commitment یا تعهد صحبت کردیم و حالا نوبت ویژگی پنجم است ... Image (تصویر) .
وقتی درباره این ویژگی صحبت میکنید. خواهید دید اکثر مردم گمان میکنند که میدانند منظورتان چیست؛ و بیشترشان حس میکنند که تصویرشان خوب است! بیشترشان اشتباه میکنند؛ خیلی هم اشتباه میکنند! دربارهاش فکر کنید. معمولا، با افرادی که قصد معرفی کار به آنها را دارید، کجا برخورد کردهاید؟ مطمئنا در جلسه مشاوره یا یک Event کمپانی نبودهاست. شما با بیشتر آنها در زندگی روزمره روبرو میشوید و آنها را آماده میکنید تا به جلسه مشاوره بیایند! بسیار خوب. میدانم. شما در جلسه مشاوره یا معرفی کار یا جلسات ديگر، کت و شلوار یا لباس رسمی بسیار آراستهای میپوشید و همه چیز را رعایت میکنید؛ اما زمانی که به آنجا میرسید، دریافت آنها از تصویر شما (و در نتیجه خود شما) کاملا شکل گرفته و تغییری نمیکند؛ در واقع در بیشتر مواقع، این تصویر در نخستین دیدار شکل گرفته است! در ویدئوکلوپ محلهتان، در سوپرمارکت، در میهمانی، در یک کنسرت یا یک تجمع فرهنگی، در کارواش، در یک رستوران زمانی که با دوستانتان برای شام بیرون رفتهاید ... به عبارت دیگر، در زندگی روزمره. وقتی میروید دنبال بچهها، وقتی به خشکشویی محلهتان میروید و وقتی به خرید میروید، آنجاست که نخستین تصویر از شما در ذهن افرادی که در آینده زیرمجموعه شما خواهند شد شکل میگیرد. خوب؛ در این شرایط چگونه به نظر میرسید؟ آیا هر روز که خانه را ترک میکنید، ظاهرتان مطابق با آنچه میخواهید باشید هست؟ یا کاملاً شلختهاید و به تصویری که دیگران از شما میبینند توجهی ندارید؟ منظورم این نیست که هر بار که از خانه بیرون میروید کت و شلوار و کراوات بپوشید! اما باید هوشیار و سرحال به نظر برسید. ممکن است شلوار جین بپوشید و سرحال به نظر برسید؛ مهم این است که با هدف لباس بپوشید و به آن اهمیت بدهید. آیا لباسهایتان اتو دارد؟ تمیز است؟ نفستان تازه و خوشبوست؟ موهایتان مرتب است؟ لبخند به لب دارید؟ و از آن مهمتر، شرایط روحیتان چطور است؟ مثبت هستید؟ صمیمی هستید؟ از آن آدمها هستید که همه دوست دارند دور و برشان باشند؟ با دیگران برخورد مناسب، مؤدب و متواضع دارید؟ بگذارید خاطرهای برایتان بگویم. برای دیدن شخصی که میخواست با من کار کند، به شهر دیگری سفر کرده بودم. او در فرودگاه به دنبالم آمد و تا آنجا که میتوانست، به من احترام گذاشت تا نشان دهد که من چقدر برایش مهم هستم. اما من تصمیم گرفتم که با او کار نکنم و اصلا کار را به او معرفی نکردم. میدانید چرا؟! به خاطر این که او به جز من به هیچ کس دیگر احترام نمیگذاشت. وقتی از فرودگاه به سمت اتومبیلش میرفتیم، او به باربر سلام نکرد و حتر سرش را برای او تکان نداد. او به پولی که به باربر داد اکتفا کرد؛ وسایل را از او گرفت؛ در اتومبیل گذاشت و رفت. به نظر من رفتار ظالمانهای بود. در رستوران هم همین اتفاق افتاد. او با من شاهانه رفتار کرد؛ ولی با گارسون مثل یک آشغال رفتار کرد. من واقعا درباره حسن نیت او در احترامش به خودم تردید کردم و کاملا از این که با کسی باشم که این قدر به دیگران بیتوجه است، معذب بودم. پس، ما این تصویر را هر بار که از خانه بیرون میرویم نشان میدهیم. آیا تصویر شما، دیگران را برای این که با شما کار کنند، جذب میکند؟
و اما بخش دوم ... تصویری که شما در گروهتان دارید. هر کسی یک Brand (آرم، نشانه) دارد؛ حسی که افراد گروهش از او دارند. این "حس"، مخلوطی است از چند عامل: جوری که شما صحبت میکنید؛ جوری که لباس میپوشید؛ استیل کلیتان؛ رفتارتان با دیگران؛ مهارتهایی که دارید؛ درآمد و جایگاه شما و خلاصه، آنگونه که شما نه برای کارتان، که برای خودتان بازاریابی میکنید! شما نه کارتان، که خودتان را معرفی میکنید! بازاریابی خودتان در گروهتان عجیب به نظر میرسد؛ اما شما همواره دارید چنین میکنید؛ چه به آن آگاه باشید و چه نه. وقتی جایگاه شما بالاتر میرود، یکی از چیزهایی که باید به لیدرهایتان یاد بدهید این است که «تصویر شخصیشان» را ارتقا دهند. وقتی کسی سودش را میگیرد، من اغلب او را به یک لباس فروشی میبرم تا تصویرش را درست کنم! در رده بالاتر، ممکن است لازم باشد آنها را به یک جواهرفروشی ببرید و باز در رده بالاتر، لازم است با آنها صحبت کنید که اتومبیلشان را عوض کنند! ما به لیدرهایمان یاد میدهیم كه این بسیار مهم است تصویری بسیار قدرتمند داشته باشند تا در یک Event قابل استفاده باشد. در یک Event آموزش لیدرشیپ، من از مربیان آداب معاشرت کمک میگیرم تا به ما کمک کنند. ما سالی یک بار، یک Event کاملا رسمی با کراواتهای سیاه رنگ رسمی برگزار میکنیم! اگر شما یک مرد هستید و نمیپذیرید یا از یاد میبرید که به احترام خانمی که میخواهد روی صندلی کناری شما بنشیند، بلند شوید و صندلی را برای او از زیر میز بیرون بکشید، یا اجازه میدهید که در، بعد از عبور شما به صورت او کوبیده شود، تصویر شما یک آدم خشن بینزاکت است که قطعاً تصویر خوبی نیست. اگر شما در یک گردهمایی نتورکی در یک رستوران، سوپتان را هورت بکشید یا با غذا در دهانتان صحبت کنید، به سختی دیگران را تحت تأثیر قرار خواهید داد! ما در تجارتمان، رویا میفروشیم. ما این رویا را به افرادی که قصد ورودشان را داریم و نیز به تیممان میفروشیم و خودمان، باید مثال زنده این رویا باشیم. تصویری که شما ایجاد میکنید، تعیین میکند که فرد مورد نظر به تیم شما وارد میشود یا نه. آیا شما تصویر رویای آینده او هستید که انتظار دارید به شما بپیوندد؟ در واقع، همین تصویر شماست که تعیین میکند آیا آنها اصلا به حرفهای شما در جلسه معارفه گوش میدهند یا نه؛ و آیا آنها به Event شما میآیند یا نه. حتی اگر شما در این کار کاملا تازه کارید، میتوانید تصویری از اطمینان، باور و حرفهای بودن ارایه کنید؛ و هیچ چیز بیش از این جذب دیگران را به سازمان شما سرعت نخواهد بخشید! و تصویری که شما در تیمتان دارید، تعیین کنندهترین عامل است برای دانستن این که شما در این کار به کجا خواهید رسید و چقدر طول میکشد به آنجا برسید! تصویر شما، تصویر یک لیدر است یا یک پیرو؟ آیا شما اعتماد میآفرینید یا تردید؟ آیا شما حرفهای به نظر میرسید یا آماتور؟! به صورت جدی به تصویرتان فکر کنید و به خودتان در این زمینه نمره بدهید. در پایان این درسها، خواهیم دانست که شما چه تعدادی از این 7 ویژگی را درست به كار میگيريد و کجاها نياز به پیشرفت داريد!