04 April 2008

Event

در این درس به دومین عاملی می‌­پردازیم که لیدرهای سطح بالا برای ساختن یک سازمان بزرگ انجام می­‌د‌هند. موفق­ترین آن­ها، همه­ این کارها را کامل انجام می‌­دهند و این ویژگی­ها را دارند؛ از این روست که روی ریل هستند. این ویژگی­ها واقعا مهارت نیستند. بعضی عادتند. بعضی یک وضعیت ذهنی‌­اند و بعضی تکنیک‌اند؛ فرقی نمی­‌کند؛ به هر حال شما باید برای ساختن یک سازمان بزرگ، از همه آن­ها به صورت مؤثر استفاده کنید. درباره­ اولین مورد، صحبت کردیم و آن را POSTURE نامیدیم.
دومین مورد را EVENTS (گردهمایی­ها) می­نامیم. EVENTS هم­چنان که قبلاً گفتیم، این 7 ویژگی درباره­ مفهومی است که آن را روی ریل بودن (getting over the line) می­نامیم؛ معنای این عبارت این است که کسی را در وضعیت ذهنی قرار دهیم که در هیچ حالتی بازنگردد. چنین فردی تعهدی به سختی صخره به کار و کمپانی دارد و هرگز کار را رها نمی‌­کند؛ هر مشکلی هم که می­‌خواهد پیش بیاید ... آن­ها روی ریل هستند؛ اگر کمپانی به مدت سه ماه محصولات را توزیع نکند؛ اگر یک برنامه بسیار منفی درباره کمپانی در تلویزیون رسمی کشور پخش شود، اگر بالاسری آن­ها کار را کنار بگذارد ... فرقی نمی‌­کند؛ آن­ها روی ریل هستند! آن­ها در مسیر خود قرار دارند! (تکرار مطلب قبلی از خود نویسنده است) و هیچ چیز بیشتر از Events (گردهمایی­ها) افراد را روی ریل قرار نمی‌­دهد. این Events مانند چسبی است که سازمان شما را نگه می‌­دارد و موتوری است برای فعالیت­های حیاتی مانند آموزش و کار جمعی و ایجاد انگیزه. هم­چنین Event بهترین ابزار است برای ساختن باورها؛ عامل درونی بسیار مهمی که افراد را روی ریل نگه می‌­دارد. ممکن است شما در این کار نسبتا تازه­ وارد باشید و فكر كنید مسئولیتی در قبال Events و برگزاری آن­ها ندارید و این زمینه به شما مربوط نمی‌­شود. این اشتباه بسیار بزرگی است؛ چرا که مساله مهم درباره شما این است که چگونه از گردهمایی­هایی که دیگران برگزار می­‌کنند استفاده می‌­کنید و آن­ها را توسعه می‌­دهید. بیشتر این گردهمایی­ها از سوی بالاسری­های شما برگزار می‌­شود؛ بعضی­ها را هم ممکن است کمپانی برگزار کند. ممکن است این گردهمایی­ها، نه مربوط به کمپانی شما، که مربوط به موضوع کلی نتورک مارکتینگ باشد که توسط من، تام شرایتر یا سایر مربیان برگزار می‌­شود؛ یا حتی ممکن است این گردهمایی­ها توسط افرادی که در این تجارت­ نیستند برگزار شود؛ در زمینه‌­های گوناگونی مانند رشد شخصی. من باور دارم بهترین سناریو این است که همیشه تعدادی گردهمایی­ با فواصل منظم توسط بالاسری­های شما و کمپانی برگزار شود. این وقایع بیشترین کمک را به ایجاد «باور» و «ایمان» به کمپانی شما، روند کاری و آموزشی مجموعه­ و سیستم شما می­‌کنند.
به نظر من، حداقل هر سه ماه یک بار، باید یک گردهمایی بزرگ برگزار شود؛ یعنی سالی 4 بار. غیر از آن، حداقل ماهی یک بار، باید گردهمایی­هایی با حضور حدود 20 نفر به ویژه از افراد تازه وارد شده و بدون ورودی برگزار شود. هم­چنین گردهمایی لیدرشیپ هم باید داشته­ باشید؛ اما این گردهمایی­ها فقط برای لیدرهای سطح بالاست؛ نه همه گروه. اگر می‌­خواهید یک لیدر باشید و مجموعه‌­تان رشد مداوم داشته ­باشد، باید این نکته را دریابید: شما باید در همه این گردهمایی­ها حضور داشته ­باشید؛ اما بیشتر آن­ها برای شما طراحی نشده­‌اند؛ آن­ها برای تیم شما طراحی و برگزار شده­‌اند تا آن­ها را روی ریل قرار دهید!
نقش شما این است که فرهنگی بیافرینید که این گردهمایی­ها و شرکت در آن­ها اولویت بسیار بالایی در مجموعه شما داشته ­باشد. در هر گردهمایی (Event)، شما باید آن را بزرگ­تر کنید و هر تعداد که می‌­توانید و ممکن است از اعضای تیمتان را در آن شرکت دهید؛ هرچه بیشتر بهتر. فرض می­‌کنیم شما 25 نفر از مجموعه­‌تان را به یك گردهمایی بزرگ برده‌اید. اگر این گردهمایی درست برگزار شود، حداقل 10 تا از آن­ها را روی ریل قرار داده‌اید. چه اتفاقی خواهد افتاد؛ گویی کلیدی در آن­ها زده ­می‌­شود؛ و آن­ها روی ریل قرار می­‌گیرند! ممکن است این اتفاق صرفاً به دلیل یک لحظه خیره شدن در چشمان یک بالاسری بیفتد؛ ممکن است به دلیل چند جمله‌­ای باشد که یک نفر که درآمد بالایی داشته ­می‌­گوید؛ ممکن است تنها نظری باشد که کسی که پهلوی آن­ها نشسته می‌­دهد؛ چه بسا گفتگویی باشد که زمان استراحت بین دو نفر دیگر اتفاق می­افتد!
معمولاً در چنین جلساتی کسانی صحبت می­‌کنند که افراد شما قبلاً آن­ها را نمی‌­شناخته‌­اند؛ ممکن است تعداد قابل توجهی از افراد شما متوجه شوند که داستان روند کار آن فرد ناشناس، کاملاً شبیه آن­هاست! و در این صورت، آن­ها تلاش می­کنند که بقیه­ی داستانشان هم شبیه آن فرد باشد؛ و زمانی که چنین شود، کار تمام است؛ آن­ها موفقیت را واقعیت می‌­بخشند و البته روی ریل قرار می­‌گیرند! شاید 15 نفر از 25 نفر شما چنین احساسی نداشته­ باشند و این­قدر عوض نشوند؛ ولی حداقل هیجان­زده می­‌شوند و انگیزه­ بیشتری پیدا می‌­کنند و شاید بهتر عمل کنند. بعضی از آن­ها در گردهمایی بعدی شرکت می‌­کنند و آن­جا روی ریل قرار می­‌گیرند و بعضی پس از آن. ممکن است کسی به 5 یا 10 یا 15 گردهمایی بیاید تا روی ریل قرار بگیرد! بعضی هم ممکن است هرگز روی ریل قرار نگیرند و در میانه راه کار را ترک کنند؛ اما مطمئنا این افراد با افراد دیگری که لیدرهای روی ریل وارد می‌کنند، جایگزین می‌­شوند.
من درس بزرگی را از اریک وور، بالاسری­‌ام یاد گرفتم. او نکته بسیار جالبی را درباره­ آوردن افراد به Eventها کشف کرده­ بود. او کشف کرد هرگاه شما 100 نفر از یک مجموعه را به یک گردهمایی ببرید، بازی از نو شروع می‌­شود! اگر 100 نفر از یکی از مجموعه­‌هایتان در یک گردهمایی شرکت کنند، می­‌توانید مطمئن باشید که تعداد کافی از آن­ها روی ریل قرار می‌­گیرند تا فرآیند همانندسازی به درستی انجام شود. بنابراین، راز موفقیت این است که تا آن­جا که می‌­توانید، افراد بیشتری را به یک گردهمایی ببرید. یاد بگیرید که خودتان نیز یک گردهمایی را توسعه دهید و بزرگ­ترش کنید و تنها اعلام ­کننده­ آن­ها نباشید! فرهنگی بسازید که در آن گردهمایی­ها مقدس باشند. هرگز نگران نباشید که آیا این گردهمایی با قبلی تفاوتی دارد یا نه؛ یا این که شما از آن چه سودی خواهید برد. شما همیشه، در هر گردهمایی چیزی برداشت خواهید کرد؛ اما پس از حد خاصی، گردهمایی­ها دیگر برای یادگیری مهارت نیستند؛ چون شما آن مهارت­ها را آموخته­‌اید. گردهمایی­ها برای این هستند که شما تیمتان را سریع­تر بسازید. بنابراین، جداً به این فکر کنید که تاکنون از گردهمایی­ها چه استفاده‌­ای برده­‌اید و به خودتان در این زمینه نمره بدهید. در پایان این 7 درس، خواهیم دید که نمره شما در هر زمینه چند است و کدام ویژگی­ها را باید بهبود ببخشید. از درس قبلی تاکنون، POSTUREتان باید خیلی بهتر شده­ باشد!