در این درس به دومین عاملی میپردازیم که لیدرهای سطح بالا برای ساختن یک سازمان بزرگ انجام میدهند. موفقترین آنها، همه این کارها را کامل انجام میدهند و این ویژگیها را دارند؛ از این روست که روی ریل هستند. این ویژگیها واقعا مهارت نیستند. بعضی عادتند. بعضی یک وضعیت ذهنیاند و بعضی تکنیکاند؛ فرقی نمیکند؛ به هر حال شما باید برای ساختن یک سازمان بزرگ، از همه آنها به صورت مؤثر استفاده کنید. درباره اولین مورد، صحبت کردیم و آن را POSTURE نامیدیم.
دومین مورد را EVENTS (گردهماییها) مینامیم. EVENTS همچنان که قبلاً گفتیم، این 7 ویژگی درباره مفهومی است که آن را روی ریل بودن (getting over the line) مینامیم؛ معنای این عبارت این است که کسی را در وضعیت ذهنی قرار دهیم که در هیچ حالتی بازنگردد. چنین فردی تعهدی به سختی صخره به کار و کمپانی دارد و هرگز کار را رها نمیکند؛ هر مشکلی هم که میخواهد پیش بیاید ... آنها روی ریل هستند؛ اگر کمپانی به مدت سه ماه محصولات را توزیع نکند؛ اگر یک برنامه بسیار منفی درباره کمپانی در تلویزیون رسمی کشور پخش شود، اگر بالاسری آنها کار را کنار بگذارد ... فرقی نمیکند؛ آنها روی ریل هستند! آنها در مسیر خود قرار دارند! (تکرار مطلب قبلی از خود نویسنده است) و هیچ چیز بیشتر از Events (گردهماییها) افراد را روی ریل قرار نمیدهد. این Events مانند چسبی است که سازمان شما را نگه میدارد و موتوری است برای فعالیتهای حیاتی مانند آموزش و کار جمعی و ایجاد انگیزه. همچنین Event بهترین ابزار است برای ساختن باورها؛ عامل درونی بسیار مهمی که افراد را روی ریل نگه میدارد. ممکن است شما در این کار نسبتا تازه وارد باشید و فكر كنید مسئولیتی در قبال Events و برگزاری آنها ندارید و این زمینه به شما مربوط نمیشود. این اشتباه بسیار بزرگی است؛ چرا که مساله مهم درباره شما این است که چگونه از گردهماییهایی که دیگران برگزار میکنند استفاده میکنید و آنها را توسعه میدهید. بیشتر این گردهماییها از سوی بالاسریهای شما برگزار میشود؛ بعضیها را هم ممکن است کمپانی برگزار کند. ممکن است این گردهماییها، نه مربوط به کمپانی شما، که مربوط به موضوع کلی نتورک مارکتینگ باشد که توسط من، تام شرایتر یا سایر مربیان برگزار میشود؛ یا حتی ممکن است این گردهماییها توسط افرادی که در این تجارت نیستند برگزار شود؛ در زمینههای گوناگونی مانند رشد شخصی. من باور دارم بهترین سناریو این است که همیشه تعدادی گردهمایی با فواصل منظم توسط بالاسریهای شما و کمپانی برگزار شود. این وقایع بیشترین کمک را به ایجاد «باور» و «ایمان» به کمپانی شما، روند کاری و آموزشی مجموعه و سیستم شما میکنند.
به نظر من، حداقل هر سه ماه یک بار، باید یک گردهمایی بزرگ برگزار شود؛ یعنی سالی 4 بار. غیر از آن، حداقل ماهی یک بار، باید گردهماییهایی با حضور حدود 20 نفر به ویژه از افراد تازه وارد شده و بدون ورودی برگزار شود. همچنین گردهمایی لیدرشیپ هم باید داشته باشید؛ اما این گردهماییها فقط برای لیدرهای سطح بالاست؛ نه همه گروه. اگر میخواهید یک لیدر باشید و مجموعهتان رشد مداوم داشته باشد، باید این نکته را دریابید: شما باید در همه این گردهماییها حضور داشته باشید؛ اما بیشتر آنها برای شما طراحی نشدهاند؛ آنها برای تیم شما طراحی و برگزار شدهاند تا آنها را روی ریل قرار دهید!
نقش شما این است که فرهنگی بیافرینید که این گردهماییها و شرکت در آنها اولویت بسیار بالایی در مجموعه شما داشته باشد. در هر گردهمایی (Event)، شما باید آن را بزرگتر کنید و هر تعداد که میتوانید و ممکن است از اعضای تیمتان را در آن شرکت دهید؛ هرچه بیشتر بهتر. فرض میکنیم شما 25 نفر از مجموعهتان را به یك گردهمایی بزرگ بردهاید. اگر این گردهمایی درست برگزار شود، حداقل 10 تا از آنها را روی ریل قرار دادهاید. چه اتفاقی خواهد افتاد؛ گویی کلیدی در آنها زده میشود؛ و آنها روی ریل قرار میگیرند! ممکن است این اتفاق صرفاً به دلیل یک لحظه خیره شدن در چشمان یک بالاسری بیفتد؛ ممکن است به دلیل چند جملهای باشد که یک نفر که درآمد بالایی داشته میگوید؛ ممکن است تنها نظری باشد که کسی که پهلوی آنها نشسته میدهد؛ چه بسا گفتگویی باشد که زمان استراحت بین دو نفر دیگر اتفاق میافتد!
معمولاً در چنین جلساتی کسانی صحبت میکنند که افراد شما قبلاً آنها را نمیشناختهاند؛ ممکن است تعداد قابل توجهی از افراد شما متوجه شوند که داستان روند کار آن فرد ناشناس، کاملاً شبیه آنهاست! و در این صورت، آنها تلاش میکنند که بقیهی داستانشان هم شبیه آن فرد باشد؛ و زمانی که چنین شود، کار تمام است؛ آنها موفقیت را واقعیت میبخشند و البته روی ریل قرار میگیرند! شاید 15 نفر از 25 نفر شما چنین احساسی نداشته باشند و اینقدر عوض نشوند؛ ولی حداقل هیجانزده میشوند و انگیزه بیشتری پیدا میکنند و شاید بهتر عمل کنند. بعضی از آنها در گردهمایی بعدی شرکت میکنند و آنجا روی ریل قرار میگیرند و بعضی پس از آن. ممکن است کسی به 5 یا 10 یا 15 گردهمایی بیاید تا روی ریل قرار بگیرد! بعضی هم ممکن است هرگز روی ریل قرار نگیرند و در میانه راه کار را ترک کنند؛ اما مطمئنا این افراد با افراد دیگری که لیدرهای روی ریل وارد میکنند، جایگزین میشوند.
من درس بزرگی را از اریک وور، بالاسریام یاد گرفتم. او نکته بسیار جالبی را درباره آوردن افراد به Eventها کشف کرده بود. او کشف کرد هرگاه شما 100 نفر از یک مجموعه را به یک گردهمایی ببرید، بازی از نو شروع میشود! اگر 100 نفر از یکی از مجموعههایتان در یک گردهمایی شرکت کنند، میتوانید مطمئن باشید که تعداد کافی از آنها روی ریل قرار میگیرند تا فرآیند همانندسازی به درستی انجام شود. بنابراین، راز موفقیت این است که تا آنجا که میتوانید، افراد بیشتری را به یک گردهمایی ببرید. یاد بگیرید که خودتان نیز یک گردهمایی را توسعه دهید و بزرگترش کنید و تنها اعلام کننده آنها نباشید! فرهنگی بسازید که در آن گردهماییها مقدس باشند. هرگز نگران نباشید که آیا این گردهمایی با قبلی تفاوتی دارد یا نه؛ یا این که شما از آن چه سودی خواهید برد. شما همیشه، در هر گردهمایی چیزی برداشت خواهید کرد؛ اما پس از حد خاصی، گردهماییها دیگر برای یادگیری مهارت نیستند؛ چون شما آن مهارتها را آموختهاید. گردهماییها برای این هستند که شما تیمتان را سریعتر بسازید. بنابراین، جداً به این فکر کنید که تاکنون از گردهماییها چه استفادهای بردهاید و به خودتان در این زمینه نمره بدهید. در پایان این 7 درس، خواهیم دید که نمره شما در هر زمینه چند است و کدام ویژگیها را باید بهبود ببخشید. از درس قبلی تاکنون، POSTUREتان باید خیلی بهتر شده باشد!